واژه باید خود باد . واژه باید خود باران باشد
دور اول درسها تمام شد خدا رو شكر جبران دو سال درس نخوندن شد با برنامه ي جديد از امشب ديگه انفجاري تا بهمن ماه پيش ميرم بعدش هم يه برنامه ي سي و دو روزه دارم تا سوم اسفند كه روز امتحانه اميدوارم برنامه ي جديد رو كه حاصل تجربيات زياد كنكورهاي مختلف زندگيم هست با موفقيت و با كيفيت مطلوب و دلخواهم به انجام برسونم مسافرت از همه چيز واجب تره باعث ميشه سيستم من ريست بشه جاي شما خالي آبشار و جنگل و بازار و اماكن زيباي تاريخي جاي شما خالي هنوز مونده خیلی هم راه مونده تا اینترنت بی سیم و ماهواره به خونه ها برسه فعلا باید همین دایال آپ رو چار چنگولی چسبید.
غرض از این شکواییه این بود که بگم خط تلفن خونه یه هفته س که ایراد پیدا کرده و نتونستم وبلاگو آپ کنم ان شا الله زودتر بتونم حلش کنم تا آخر این ماه تقریبا ۹۰ درصد درسا رو یه دور مرور می کنم و از اول مهر دیگه میرم سراغ دور دوم درسا فعلا اوضاع خوبه و اگه جزوه های باقیمونده به موقع دستم برسه دور دوم بهتر و سریعتر پیش میره. راستی از شنیدن خبر سقوط هواپیما در تایلند و فوت چند نفر از هموطنان متاسف شدم و آرزوی صبر برای خونواده هاشون دارم. این هم شعری که در شب قبل از حمله ی نظامی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۱ نوشتم
شور و حال عجیبی داشتم بصورتیکه از شنیدن این خبر تا صبح خوابم نبرد و نیمه شب ایده ی این شعر به ذهنم رسید و صبح زود بود که خبر اولین حملات را شنیدم به اندازه ی سواد و اطلاعات خودم جوانبی از این حادثه را بررسی کردم و نام نفت خون را برای این شعر انتخاب کردم به امید صلح و امنیت برای همه ی جهانیان
و خدا که سرچشمه ی خوبیهاست چرا نمی جوشد؟ چرا نمی خروشد؟
و این چرک آشام با آن تیغ جراحی بشردوستانه اش که در تدارک شاهرگ حیات است شاهرگ حیات است؟ تا چرک چرب سیاه را بیرون کشد و خون تازه دمکراسی را به جریان افکند و خدا که منم و خدا که تویی و خدا که مردم است چرا نمی جوشد؟ چرا نمی خروشد؟
و كودكان كه چشمان معصوم خدا در زمين اند ما را مي بينند و ما مي گوييم خدا در همه جا هست و همه را هر كجا باشند مي بيند و ما در برابر چشمان معصوم خدا معصيتها را مي سازيم و ژنهای معصیتهامان را به ارث می گذاریم و آنوقت فیلسوفان روزگار به شور می نشینند و تئوریهای پیچ در پیچ هنجارها و ناهنجارهای اجتماعی را می بافند و کتابخانه ذهن پربارشان را انبار گردانی می کنند و دنیا را پر از زغال و مقوا می کنند و هیچ فکر کرده اید کودکان که چشمان معصوم خدا در زمین اند ما را می بینند
پیشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه ی انسانها تبریک میگم چراکه این ماه پر از رحمت برای همه ی نسل بشر هست امیدوارم در این ماه بتونیم قدمی به اصل وجودمون نزدیکتر بشیم با آرزوی سعادتمندی ابدی بشریت آغاز ثبت نام آزمون دستیاری سال جاری از دوم دی ماه / برگزاری آزمون در سوم اسفند رئیس مرکز سنجش آموزش پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از انتشار دفترچه و آغاز ثبت نام آزمون سی و چهارمین دوره آزمون دستیاری تخصصی پزشکی در دوم دی ماه جاری خبر داد. کی قباد طاهر نژاد در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این خبر افزود: دفترچه سی و چهارمین دوره آزمون دستیاری تخصصی پزشکی در تاریخ اعلام شده در دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور در اختیار داوطلبان قرار می گیرد. وی افزود: داوطلبان می توانند آن را از واحد آموزش دانشگاه ها تهیه کرده و نسبت به ثبت نام اقدام کنند. رئیس مرکز سنجش آموزش کشور خاطرنشان کرد: کارت ورود به آزمون سی و چهارمین دوره آزمون دستیاری تخصصی پزشکی روزهای اول و دوم اسفند ماه جاری توزیع می شود. وی اظهار داشت : آزمون سی و چهارمین دوره آزمون دستیاری تخصصی پزشکی سال جاری 3 اسفند ماه امسال برگزار می شود و کلید اولیه سئوالات 12 اسفند اعلام می شود. منبع:خبرگزاری مهر اوایل شهریور دیگه به قول گفتنی رسما شروع کردم واسه مطالعه برای دستیاری اسفند ماه
سرعتم بد نیست اونم بعد از نزدیک به دو سال خوردن و خوابیدن و کشیک دادن توی بیمارستان توی دوره اینترنی که انگار مخ آدم قفل میشه و فقط یه کارایی رو عادتی تو بیمارستان انجام میده تنها چیزی که به ذهن آدم نمیرسه درس خوندنه مخصوصا واسه من که توی دوره تحصیل و بخصوص اینترنی فکر پول در اوردن هم بودم الانم یه کارایی می کنم ولی خیلی محدود شده خوب دیگه باید زندگی رو چرخوند البته همسرم هم نقش بسیار زیادی رو به عهده داره و ازش واقعا ممنونم فعلا اوضاع درسی خوب و رو به پیشرفته امیدوارم روز به روز بهتر بشه و مشکل وقفه اندازی پیش نیاد توکل بر خدا
المغني : لطيفه ألاغنيه : ماتروحش بعيد حبيبي ماتروحش بعيد يا حبيبي ليالي أنا عشت معاك فخيالي حبيبي و انت جنبي يا دنية قلبي و عينيا سنيني قبلك مرت على عيني
پسر روي درخت بود مادر روي درخت بود انجيرهاي رسيده روي درخت بود پسر و دختر مي خواستند انجير بخورند پسر انجيري كند پوستش را گرفت پسر انجير را ذره ذره در دهان دختر مي گذاشت دختر با خوشحالي پسر را تماشا مي كرد و با هر ذره بوسه اي نثار پسر مي كرد. دو انجيري زرد با شادي از روي درخت انجير پر كشيدند. |